Wednesday, April 04, 2007

فمينیست واقعی

اولين باری که محمود دولت آبادی را از نزديک ديدم ..در يک جلسه نقد ادبی بود که به بمناسبت انتشار کتاب روزگار سپری شده مردم سالخورده برگزارشده بود .. نويسندگان ديگری مثل شهرنوش پارسی پور هم در اون جلسه حضور داشتند .. حاضرين که بيشتر شان دانشجو يان ادبيات و هنر بودند سئوالات گوناگونی کردند که يکی از آنها در زمينه ی انتساب سبک نوشتار دولت آبادی به سبکهای مختلف بود...

که دولت آبادی بنظر چندان علاقه ای به اين نسبتها نداشت ..او گفت سبک او دنباله روی سبک خاصی نيست وقتی که می نويسد به اين موضوع توجهی ندارد...خلاصه اين <ايسم >هايی که برای طبقه بندی استفاده ميشوند به اندازه ای اثر يک هنرمند دارای اهميت نيستند ... اثر دولت آبادی ؛آنچه هست... که هست..... صرف نظر از هر نسبتی که هر کس می خواهد به آن بدهد...

غير قابل انکار است که شرايط زنها در ايران به هيچ وجه انسانی نيست .. مگر شرايط مردها انسانی است؟... بنابراين اعتراض به اين شرايط کاملاْ ضروری است .. اين را شايد بتوان فمينسم ايرانی ناميد .. طرفداری از حقوق پايمال شده ی زنان تحت ستم در ايران ...تساوی بين زن و مرد که کاملاً قابل درک است

اما وقتی به افکار ايرانی هايی که بيرون از مرز زندگی می کنند دقت کنيم بنظر می رسد که عده ای دقيقاً به عمق قضيه پی نبرده اند که مفهوم فمينیسم يعنی چه ؟

هر کس که تجربه ی بد عشقی او را به تنفر از مردها هل داده يک فمينیست نيست ! و فمينیسم توجيهی برای تلافی تجربه ی ناگوار بر سر بقيه نيست .. يک فمينست واقعی آنقدر منطقی هست که خود را از مرد ستيزی مبرا بداند... اين درست است که مردها مرتکب بيشترين جنايات می شوند ولی استدلالی برای مرد ستيزی نيست جنبش فمينیسم يک مکان انتزاعی برای تجمع افراد نيست بلکه فقط جنبه ی طبقه بندی دارد ... برای يک نوع فلسفه برای نوعی خاص از طرز تفکرکه به بهبود شرايط اچتماعی زنان اعتقاد دارد... نه نوعی خاص از تنفر..بعضی فکر می کنند که ناجی افسانه ی نوع زن در ايران هستند .. با شجاعت تمام در آنسوی مرزهای ايران ... به قول معروف .. اون ور گود نشستند ميگويند لنگش کن بعضی سو ء ‌رفتار خود را با برچسب فمينیست بودن توجيه می کنند...

شرايط زنان در کشورهای پيشرفته قابل مقايسه با آنچه بر سر همنوعانشان در ايران می رود نيست ... تحت ستم بودن زنان ايران حقی برای تنفر از نوع ديگر و تبعات رفتاری ناشی از آن در خارج از ايران ؛ ايجاد نمی کند..

به بيان ديگر برخورد ابزاری با شرايط غيرانسانی زنان در ايران برای توجيه رفتار غيرانسانی ؛ غير قابل قبول است

فمينيسم بازاری نيز برخورد ابزاری است.. نوعی که در فيلمهای هاليوودی می بينيم که در آن زن ها از همه لحاظ از مردها برترند و بيننده را با انتقام از نوع پليد راضی نگه می دارند ..ببينيد فمينيسمی را که دربيشتر فيلمهای ايرانی می بينيم تفاوت بنيانی با نوع ابزاری دارد ..چون زندگی اسفبار زن ايرانی را به تصوير می کشد...با تاسف بعضی مردها هم برای جلب توجه خانم ها ادعای فمينيست بودن می کنند نگاه کنيد به سوپرمن وبلاگ نويسان که خود را « مرد فمينيست » ناميده و هر جا که صحبت حقوق زنان می شود نخود آش می شود... و نظريه پردازی کرده و حکم هم صادر می کند .. که باز هم برخورد ابزاری... با فمينيسم است

شرايط حاکم بر زنها در ايران تنها بدست نوع پليد هاليوودی (بازاری) يعنی نوع مرد بوجود نيامده .. هرچه باشد هر مردی از دامان مادرش به دنيا آمده .. پس قضيه پيچيده تر از استدلال سياه و سفيد ... اهريمن و اهورا یی است .. مردها فقط يکی از اجزای تشکيل دهنده اين شرايط هستند ..زنهايی نيز شريک جرم با بقيه اجزای اين مجموعه هستند که هر کدام به نوبه خويش بار گناه بر دوش خود دارند ...

جنبه تقدس دادن به هر مقوله ای خطر همان «چوب تکفير» را دارد .. بقيه قضيه را خود حدس بزنيد ...Reverse Discrimination

0 Comments:

Post a Comment

Links to this post:

Create a Link

<< Home

چُسنالژیک


    TEST

Previous Posts

چُسنالژیکtest


View My Stats